عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

61

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

« ابن ارومه » مىگويد : زنى مقدارى زيور آلات و پول و لباس برايم آورد تا آنها را به حضور حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام برسانم . از آن جا كه يقين داشتم ، تمام اجناس مذكور از آن اوست ، در مورد اين كه آيا شريكى هم دارد يا خير ، سؤالى نكردم . آنها را به همراه كالاهاى ديگرى كه ساير شيعيان داده بودند ، با خود به مدينه بردم و خدمت امام عليه الصلاة و السلام نوشتم . از طرف فلانى ، كالاى فلانى و از سوى فلان زن ، كالاى فلان را فرستادم . پاسخ چنين بود : آنچه را از طرف فلانى و آن دو زن فرستاده بودى ، رسيد ؛ خداوند قبول فرمايد و از تو راضى باشد و در دنيا و آخرت ، همراه ما قرارت دهد . از آن جا كه در پاسخ ، به دو زن اشاره شده بود ، در مورد اين كه نامه از امام معصوم باشد ، ترديد كردم . زيرا يقين داشتم كليّهء اجناس ، مربوط به همان يك زن بوده است . در بازگشت به شهر ، آن زن نزد من آمد و از وصول كالاهاى مربوط به خود و خواهرش پرسيد و نيز از آنچه به خودش اختصاص داشت ، آگاهم كرد . خداوند را سپاس گفتم و آنچه توهم كرده بودم ، از بين رفت . « محمد بن سهل يسع » نقل مىكند : زمانى مقيم مكّه بودم . پس به مدينه رفتم و در آن جا به حضور حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام رسيدم . مىخواستم لباسى از ايشان تقاضا كنم ، امّا مجال دست نيامد . تصميم گرفتم خدمت ايشان نامه‌اى بنويسم و ضمن آن

--> - به بصره ، كوفه ، حجاز ، يمن و بغداد سفر نمود . در كتاب تهذيب التهذيب ، ج 6 ، ص 319 آمده است : وى در نيشابور ساكن گرديد و خدمت امام رضا عليه الصلاة و السلام كرد . او مردى ثروتمند بود و بزرگانى را كه به وى حديث مىگفتند ، گرامى مىداشت . از جملهء احاديث صحيحى كه از ايشان روايت كرده‌اند و به تواتر نيز رسيده است ، حديث مشهور « انا مدينة العلم . . . » است . « ابو صلت » مىگفت : سگ درگاه يك زن علوى بهتر است از همهء بنى اميّه و دستگاه ايشان . به او گفتند : امّا عثمان در ميان ايشان است . گفت : حتّى اگر عثمان هم در ميانشان باشد . براى شدّت تشيّع و محبّت بسيار نسبت به اهل بيت ، وى را برخى از علماى اهل سنّت مورد ملامت قرار داده‌اند . و البته ، اين رسم ايشان است در روبرويى با كسى كه جز دوستى با امير المؤمنين على و فرزندان او - عليه الصلاة و السلام - و استوارى بر راه حق ، گناهى ندارند . از جمله « ابن عدى » همان گونه كه تهذيب التهذيب آورده ، قائل بدان شده است كه « ابا صلت » در زمينهء فضايل اهل بيت مطالب غير متعارف نقل مىكند و در احاديثى كه مىگويد ، متّهم است . « ابو زرعه » كسانى را كه از او حديث نقل مىكنند ، مردود مىشمارد . « نسايى » وى را مورد وثوق نمىشناسد . « سمعانى » مىگويد او -